بدون امتیاز

هوش مصنوعی در کجای اتوماسیون می‌تونه کاربردی باشه و کمک کنه؟

فهرست مطالب
  1. فرق اتوماسیون معمولی با اتوماسیون هوش مصنوعی کجاست؟
  2. چرا نباید کل فرایند رو بهش بسپاری؟
  3. اون یک قدم کدومه؟
  4. کجا فقط هزینه و ریسک اضافه می‌کنه؟
  5. چطور یک اتوماسیون درست بسازی؟

فرستادن یک پیامک تایید بعد از هر سفارش رو با یک شرط ساده می‌شه انجام داد. فهمیدن اینکه مشتری توی دایرکت چی خواسته رو نمی‌شه. کل تصمیم اتوماسیون با هوش مصنوعی روی همین یک خط می‌چرخه.

پس سوال این نیست که هوش مصنوعی خوبه یا نه. سوال اینه که کدوم قدم کارت قاعده‌ی ثابت داره و کدوم قدم به فهمیدن معنی نیاز داره.

فرق اتوماسیون معمولی با اتوماسیون هوش مصنوعی کجاست؟

اتوماسیون معمولی یعنی یک قاعده‌ی ثابت رو به ماشین می‌سپاری، یعنی هر وقت این اتفاق افتاد دقیقا این کار انجام بشه. هر بار سفارش جدید ثبت می‌شه یک پیامک تایید ارسال می‌شه، یا هر شب ساعت ده گزارش فروش روز ساخته می‌شه. این نوع اتوماسیون هیچ قضاوتی نمی‌کنه و همین نقطه‌ی قوتشه، چون یک ورودی مشخص همیشه یک خروجی مشخص می‌ده.

اتوماسیون با هوش مصنوعی از جایی شروع می‌شه که دیگه نمی‌شه یک قاعده‌ی ثابت نوشت، چون ورودی کار مبهمه. متن پیام یک مشتری ممکنه صد جور مختلف نوشته بشه. اونجا به چیزی نیاز داری که معنی رو بفهمه و بین چند حالت تصمیم بگیره. پس فرق اصلی نه توی ابزاره نه توی سرعت، توی اینه که کار به قضاوت نیاز داره یا نه.

چرا نباید کل فرایند رو بهش بسپاری؟

وسوسه‌ی رایج اینه که کل یک فرایند چندمرحله‌ای رو یکجا بدی دست یک ایجنت هوش مصنوعی و بگی از اول تا آخرش با تو. مشکل اینه که هر چی زنجیره بلندتر می‌شه، خطای هر قدم روی قدم بعد سوار می‌شه و ته زنجیره یک اشتباه کوچک به یک خروجی کاملا غلط تبدیل می‌شه.

توی بنچمارک TheAgentCompany که ایجنت‌های هوش مصنوعی رو روی کارهای واقعی یک شرکت آزمایش می‌کنه، بهترین مدل تا امروز حدود ۳۰ درصد کارها رو بدون کمک آدم تا آخر درست انجام داده. یعنی اگه کل فرایندت رو دربست بسپاری، توی دو مورد از هر سه مورد یک جای کار می‌لنگه.

فکر کن یک فروشگاه اینستاگرامی داری و می‌خوای کل مسیر از خوندن دایرکت مشتری تا ثبت سفارش و ساختن فاکتور و پیگیری پرداخت رو یکجا بدی دست یک ایجنت. کافیه یک بار قیمت رو غلط بخونه یا آدرس رو جابه‌جا بفهمه تا یک سفارش اشتباه با فاکتور اشتباه بره، و تازه وقتی مشتری شاکی شد بفهمی کجا خراب شده.

راه درست برعکسه. اسکلت فرایند رو با اتوماسیون معمولی می‌سازی و هوش مصنوعی رو مثل یک قطعه‌ی کوچک داخل همون اسکلت می‌ذاری، دقیقا سر همون یک قدمی که به فهم و قضاوت نیاز داره و نه یک ذره بیشتر.

اون یک قدم کدومه؟

کل فرایند رو قدم‌به‌قدم بنویس و جلوی هر قدم از خودت بپرس این کار یک قاعده‌ی ثابت داره یا هر بار باید معنیش رو بفهمی. هر قدمی که جوابش قاعده‌ی ثابته سهم اتوماسیون معمولیه. فقط اون قدمی که برای انجامش باید متن آدم رو بفهمی یا بین چند حالت مبهم تصمیم بگیری سهم هوش مصنوعیه.

توی بیشتر کسب‌وکارهای کوچک ایرانی این قدم همون جای اوله. طبق گزارش تجارت الکترونیکی ایران در سال ۱۴۰۳، حدود ۵۴ درصد کسب‌وکارها علاوه بر سایت، از شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های خارجی هم برای عرضه‌ی کالا استفاده می‌کنند. یعنی در ورودی کار برای خیلی‌ها یک صندوق پر از پیام آزاده که نه فرم داره نه دکمه.

همین‌جا هوش مصنوعی به کارت می‌آد. پیامی مثل «قیمت این کیف مشکیه چنده و به شیراز می‌فرستید؟» رو می‌فهمه و می‌شکنه به یک محصول، یک سوال قیمت و یک سوال ارسال. ولی بقیه‌ی کار، یعنی خوندن قیمت از لیست و چک کردن ارسال به شیراز، دوباره قاعده‌ی ثابت داره و ربطی به هوش مصنوعی نداره.

کجا فقط هزینه و ریسک اضافه می‌کنه؟

هر جا کار یک قاعده‌ی روشن داره، گذاشتن هوش مصنوعی دو تا ضرر اضافه می‌کنه. اول هزینه، چون هر بار صدا زدن مدل پول و زمان می‌بره، در حالی که یک شرط ساده تقریبا مجانی و آنیه. دوم ریسک، چون هوش مصنوعی یک جواب محتمل می‌سازه نه یک جواب قطعی، و همین باعث می‌شه گاهی چیزی از خودش دربیاره. وقتی پای حساب و پول و وضعیت سفارش وسط باشه، این یک دردسر جدیه.

حساب کردن مبلغ فاکتور، تطبیق پرداخت با سفارش، فرستادن یادآوری در زمان مشخص و آپدیت وضعیت مرسوله همه قاعده‌ی ثابت دارند و باید هر بار دقیقا یک جور انجام بشن. یک معیار ساده برای خودت بذار: اگه بتونی کاری رو توی یک جمله‌ی «اگر این، پس آن» بنویسی، اون کار سهم اتوماسیون معمولیه و سپردنش به هوش مصنوعی فقط یک کار ساده رو گران و شکننده می‌کنه.

چطور یک اتوماسیون درست بسازی؟

این شش قدم رو می‌تونی همین امروز روی یکی از فرایندهای تکراری کسب‌وکارت پیاده کنی.

  1. فرایند رو روی کاغذ بکش. از چیزی که شروعش می‌کنه تا آخرین قدم، بدون اینکه هنوز به هیچ ابزاری فکر کنی.
  2. جلوی هر قدم یک برچسب بزن. قاعده‌ای، اگه یک شرط ثابت داره. قضاوتی، اگه به فهم معنی نیاز داره.
  3. قدم‌های قاعده‌ای رو با اتوماسیون معمولی ببند. این‌ها اسکلت مطمئن کارند و باید اول ساخته بشن.
  4. فقط قدم‌های قضاوتی رو به هوش مصنوعی بده. با یک ورودی روشن و یک خروجی مشخص، نه با یک دستور کلی و باز.
  5. روی خروجی‌های حساس یک چک آدم بذار. قیمت و آدرس رو تا چند هفته یک نفر تایید کنه تا مطمئن بشی.
  6. یک عدد برای خودت تعریف کن. مثل وقتی که سر هر سفارش صرفه‌جویی می‌شه یا تعداد خطاها، و همون رو قبل و بعد اندازه بگیر.

همین ترتیب باعث می‌شه اگه هوش مصنوعی یک بار اشتباه فهمید، یک آدم یا یک شرط ثابت جلوش رو بگیره و اشتباهش به کل فرایند سرایت نکنه. همین فرق می‌ذاره بین اتوماسیونی که سال‌ها بی‌دردسر کار می‌کنه و اونی که بعد از دو هفته باید خاموشش کنی.

اتوماسیون با هوش مصنوعی یک کلید همه‌کاره نیست که کل کار رو بهش بسپاری. یک قطعه‌ی گران و باهوشه که فقط سر همون یک قدمی می‌ارزه که به فهم زبان آدم یا قضاوت روی ورودی مبهم نیاز داره. بقیه‌ی مسیر رو با اتوماسیون معمولی ببند که هم ارزون‌تره هم مطمئن‌تر. و این کار قبل از هر ابزاری، به یک نقشه‌ی دقیق از فرایندت نیاز داره.

این مقاله چقدر بهت کمک کرد؟

اصلاً
خیلی