بدون امتیاز

کجای یک کسب‌وکار کوچک از هوش مصنوعی استفاده کنیم و کجا نه؟

فهرست مطالب
  1. چرا هوش مصنوعی گام آخره؟
  2. هوش مصنوعی توی کدوم بخش‌های کارت جواب می‌ده؟
  3. کجا نباید سراغش بری؟
  4. توی ایران این ماجرا چه فرقی می‌کنه؟
  5. یک نمونه از راه درست و غلط

مقاله‌های «ده کاربرد هوش مصنوعی در کسب‌وکار» از وسط ماجرا شروع می‌کنند. ابزار رو نشونت می‌دن ولی هیچ‌وقت نمی‌پرسند درد تو کجاست. مثل کسی که تا می‌گی سرم درد می‌کنه، بدون اینکه بپرسه از کی شروع شده، می‌گه من فلان قرص رو خوردم خوب شدم، تو هم بخور. اون قرص شاید درد تو رو خوب نکنه.

برای همینه که یک اکانت ChatGPT می‌گیری، چند روز باهاش بازی می‌کنی و بعد رهاش می‌کنی. ابزار بد نبود، تو جای اشتباهی گذاشته بودیش. سوال درست اینه که کدوم کار تکراری رو توی کدوم بخش کارت می‌تونی به هوش مصنوعی بسپری، نه اینکه کدوم هوش مصنوعی بهتره.

چرا هوش مصنوعی گام آخره؟

وقتی ابزار رو گام اول می‌ذاری، داری برای دردی که هنوز نمی‌شناسی دارو می‌خری. فرض کن فروشت کم شده. اگه ریشه‌اش اینه که مشتری به کیفیت محصولت اعتماد نداره، هیچ ربات پاسخ‌گویی نجاتت نمی‌ده، چون سرعت جواب دادن اصلا مشکل نبوده. ولی اگه ریشه‌اش اینه که پیام مشتری‌ها ساعت‌ها بی‌جواب می‌مونه، دقیقا همون ربات بهترین راه‌حله.

یک ابزار وقتی جواب می‌ده که یک درد مشخص رو درمان کنه. پس اول باید بدونی درد از کجای کسب‌وکارته و تازه بعدش سراغ هوش مصنوعی بری.

هوش مصنوعی توی کدوم بخش‌های کارت جواب می‌ده؟

بیشترین جایی که به کارت می‌آد اون بخش‌هاییه که کار تکراری و متنی زیاد دارند و آدمش رو کم داری. سه جای اصلی:

  • دهان کسب‌وکار یا بازاریابی و فروش: نوشتن پیش‌نویس کپشن و توضیح محصول، ساختن چند نسخه از یک متن تبلیغ برای تست. اینجا هوش مصنوعی مثل یک کارآموزه که پیش‌نویس می‌نویسه و تو ویرایشش می‌کنی.
  • دست‌های کسب‌وکار یا اجرا: خلاصه کردن انبوه پیام‌ها و نظرها، دسته‌بندی سوال‌های تکراری مشتری، تبدیل فایل صوتی جلسه به متن و فهرست کارها. کارهایی که وقت زیادی می‌گیرند ولی فکر عمیق نمی‌خوان.
  • مغز کسب‌وکار یا تصمیم‌گیری: خلاصه کردن یک گزارش طولانی، پیدا کردن الگو توی یک فهرست بلند. اینجا هوش مصنوعی جای فکر کردن تو رو نمی‌گیره، فقط سرعت مرور رو زیاد می‌کنه.

اگه می‌خوای بدونی از بین این کارها کدومشون واقعا ارزش خودکار شدن دارند، توی اتوماسیون کسب‌وکار از کجا شروع می‌شود سه شرطش رو نوشتم.

کجا نباید سراغش بری؟

سه جا هم هست که هوش مصنوعی به دردت نمی‌خوره.

اول جایی که مشکلت پوله. اگه مشتری‌ها پولت رو دیر می‌دن یا حساب و کتابت به هم ریخته، هیچ ابزاری این رو درست نمی‌کنه. این یک کار تکراری نیست که بسپریش به یک نرم‌افزار، قانون فروش و تسویه‌ات باید عوض بشه.

دوم جایی که مشتری ازت ناراضیه. مشتری که شاکیه یا سفارشش دیر رسیده، می‌خواد یک آدم جوابش رو بده. جواب آماده و ماشینی توی این حالت فقط عصبانی‌ترش می‌کنه.

سوم تصمیم‌های خودت. اینکه قیمت رو چند بذاری، کدوم محصول رو حذف کنی یا کی رو استخدام کنی، به شناخت تو از کسب‌وکارت بستگی داره. هوش مصنوعی این شناخت رو نداره و مسئولیت این تصمیم‌ها هم با توئه.

توی ایران این ماجرا چه فرقی می‌کنه؟

توی گزارش شاخص هوش مصنوعی ایران که مرکز استراتژی و تحول هوش مصنوعی دانشگاه صنعتی شریف امسال منتشر کرد، پذیرش هوش مصنوعی توی کسب‌وکارهای ایرانی حدود ۲۷ درصده. سال قبلش همین عدد ۱۷ درصد بود. یعنی توی یک سال ده درصد بیشتر شده ولی هنوز بیشتر کسب‌وکارها ازش استفاده نمی‌کنند.

پس عجله‌ی بی‌جا لازم نیست و می‌تونی حساب‌شده جلو بری. خرید اشتراک هم دیگه اون سد قبلی نیست، چون با سرویس‌های واسطه‌ی پرداخت مثل ایرانی‌کارت راحت می‌شه اشتراک گرفت. کار سخت اینه که بدونی کدوم کار رو به هوش مصنوعی بسپری.

یک نمونه از راه درست و غلط

فکر کن یک آموزشگاه زبان کوچک داری که خودت و دو تا مربی می‌چرخونیدش. تصمیم می‌گیری هوش مصنوعی رو بیاری توی کارت.

راه غلط اینه که یک ربات چت روی سایت بذاری چون بقیه گذاشتند. دو هفته بعد می‌بینی ربات جواب‌های عمومی و بی‌ربط می‌ده، آدم‌هایی که سوال داشتند کلافه‌ترند و تو هم برای دردی که نداشتی پول و وقت گذاشتی.

راه درست اینه که اول ببینی وقتت کجا می‌ره. می‌بینی روزی سه ساعت صرف جواب دادن به «شهریه چنده» و «ترم بعد کی شروع می‌شه» توی دایرکت می‌شه، و شب‌ها هم برای نوشتن پست معرفی دوره‌ها معطلی. اینجا تشخیص روشنه، ریشه‌ی درد دست‌ها و دهان کسب‌وکارته.

حالا هوش مصنوعی گام آخره. یک دستیار که از روی لیست شهریه و تقویم کلاس‌ها جواب اولیه‌ی همون سوال‌ها رو آماده می‌کنه تا همکارت فقط تاییدش کنه، و یک دستیار متن که پیش‌نویس پست‌ها رو می‌نویسه تا تو ویرایششون کنی. همون ابزار، ولی این‌بار یک درد مشخص رو درمان می‌کنه، و نتیجه‌اش اینه که روزی چند ساعت برات آزاد می‌شه.

این دو مسیر از ابزار متفاوتی استفاده نکردند. فقط یکی از درد شروع کرد و دیگری از ابزار.

هوش مصنوعی برای کسب‌وکار کوچک یک دستیار ارزون و سریعه. توی نوشتن متن و کارهای تکراری اجرایی بهترین عملکرد رو داره و توی پول و رابطه با مشتری و تصمیم‌های خودت کاری ازش برنمی‌آد. اول بفهم درد از کجای کسب‌وکارته، بعد انتخاب هوش مصنوعی رو انجام بده. اگه از ابزار شروع کنی، بهترین هوش مصنوعی دنیا هم یک اشتراک ماهانه‌ست که هیچ دردی رو ازت درمان نمی‌کنه.

این مقاله چقدر بهت کمک کرد؟

اصلاً
خیلی