سعی کردم این چکلیست خیلی ساده و قابل فهم و کاربردی باشه که با هر سطحی هم که هستی بتونی ازش استفاده کنی. حتماً مرحلهها رو به ترتیب جلو ببر و از هیچ مرحلهای رد نشو، چون رد کردن هر مرحله و انجام ندادنش میتونه کل کار رو خراب کنه.
قبل از راهاندازی پیج
بررسی تخصص
تخصصت چیه؟ اگه قرار باشه یه موضوع رو انتخاب کنی که بتونی پنج سال دربارش حرف بزنی، انتخابت چیه؟ مهم نیست محصولت فروش کالاست یا خدمات، باید خورهی یه چیزی باشی. حتی بلاگرها هم یه توانایی و استعدادی دارن که میتونن باهاش داستان تعریف کنن و داستانهاشون رو تو قالب ولاگ به تصویر بکشن، واسه همین خودشناسی مهمترین نکتهست و اول باید ببینی چیکارهای. اینکه یه نفر پیج آموزش ترید یا اینستاگرام میزنه و پولدار میشه، دلیل نمیشه همه همین کار رو بکنن. حتماً مهمترین چیزی که توش خوبی رو در نظر بگیر، و اگه تو هیچ چیزی هم خوب نیستی، از همین الان شروع کن به یاد گرفتن و تجربه کسب کردن.
بررسی نیاز بازار
بعد از پیدا کردن تخصصت باید ببینی تو زمینهی کاری تو مردم و کسبوکارها به چی نیاز دارن و جای چی توی بازار خالیه. مثلاً اگه خیاطی، الان چه سبک لباسی نیست که تو بتونی تولیدش کنی، یا اگه کار وارداتی میکنی چه کمکی به کسبوکارها میتونی بکنی و چی رو میتونی وارد کنی که الان نیست و بهش نیاز دارن. حتماً لازم نیست یه چیز عجیب باشه، مثلاً:
- ممکنه کیفیت محصول یا خدماتت بهتر باشه، مثل دریلی که بهجای یک سال، پنج سال کار میکنه.
- ممکنه مشتریات فرق کنن، مثلاً ابزارهایی داری که مخصوص خانوماست و سبکتره و رنگ دخترونه داره.
- ممکنه نحوهی ارائهی خدماتت فرق داشته باشه، مثلاً بقیه حضوریان و تو آنلاینی.
- ممکنه حتی سبک ارائهی محتوات فرق داشته باشه، مثلاً یکی رسمیه و تو خودمونی.
بررسی مخاطب
حالا باید ببینی مخاطب تو کیه و قراره این محصول و خدمات رو به کی ارائه کنی. جنسیتشون چیه؟ چه گروه سنیان؟ چه لحنی رو میپسندن؟ بزرگترین مشکلشون چیه؟ چه سؤالی تو ذهنشونه؟ هرچی دربارهی این مخاطب بیشتر بدونی بهتره، چون سادهتر میتونی پیداشون کنی و دقیقاً به زبون خودشون باهاشون حرف بزنی و همون چیزی که میخوان رو بهشون بدی که نتیجش میشه فروش بیشتر.
بررسی نمونههای خیلی موفق و تازه
بچههای سینما میگن اگه میخوای تصویر خوب بگیری باید تصویر خوب هم ببینی. اینستاگرام هم تقریباً سینماست و لازمه با نمونههای موفقی که هست آشنا بشی، چه تو زمینهی کاری خودت چه تو زمینههای دیگه. بهتره صفحههایی رو بررسی کنی که تازه تأسیس شدن و با تعداد کمی پست تونستن بازخورد خیلی خوبی بگیرن، ویوهای پستاشون اکثراً بالاست و بیشتر از فالورهاشونه و تعداد کامنت و سیو و شیر و لایک بالایی هم دارن و به اصطلاح تعامل مخاطبها باهاشون خوبه. این صفحهها پتانسیل خوبی دارن و میتونی تحلیلشون کنی و الگوهای مناسب رو ازشون پیدا کنی. اینکه چه الگویی مناسبه بحث طولانیایه و چون قراره مرحلهبهمرحله این چکلیست رو تو اینستاگرام با هم جلو ببریم، اونجا دربارش حرف میزنم.
پیدا کردن فرم
تقریباً همهی صفحههایی که رشد خیلی خوبی دارن یه فرم ثابت دارن. منظورم از فرم، قالب و سبک پستهاست. چون احتمالاً یهکم حرفام داره پیچیده میشه و قول دادم ساده حرف بزنم، بذار ساده توضیح بدم. تا حالا شده یه پیج اینستاگرام رو ببینی و به نظرت بیاد مدل پستهاش شبیه پیج یه آدم دیگهست که فالو داری؟ تا حالا شده از ثانیههای اول یه ویدیو بفهمی این ویدیو مال کیه، حتی اگه اصلاً چهرهای توش نباشه؟ اینها نشونههای فرم تولید محتوای اون پیجه. اگه پیجی فرم خودش رو داشته باشه و امروز اینستاگرامش رو پاک کنه و از صفر شروع کنه، خیلی زود مخاطبهاش دوباره پیداش میکنن و رشد میکنه. بهترین حالت اینه که با توجه به زمینهی کاری و مخاطبهات و با توجه به بررسیای که از نمونههای موفق داشتی، فرم خودت رو بسازی؛ دقیقاً کاری که من تو پیج جدیدم کردم. اگه فرم خودت رو داشته باشی و مخاطبهات رو درست شناخته باشی، کسی که وارد پیجت میشه از پیجت نمیره و تعامل خوبی باهات داره، چون قرار نیست تو هر ویدیو سورپرایز بشه و یه چیز کاملاً متفاوت و بیربط به قبلیا ببینه که اصلاً مورد علاقش نیست.
هدفگذاری
هدفگذاری تعریفهای زیادی داره، ولی منظور من اینجا اینه که میخوای از زدن پیج اینستاگرام و تولید محتوا به چی برسی و خروجی این ماجرا برات چی باشه؟ شاید مشخص کردن مقصد مخاطب عبارت درستتری باشه. میخوای کسی که میاد داخل پیجت رو نهایتاً به کدوم مقصد راهنمایی کنی؟ مثلاً قصد داری مشتری بهت زنگ بزنه؟ دورهی آنلاینت رو ثبتنام کنه؟ پکیج خدماتت رو بخره؟ پادکستت رو گوش بده؟ تهش میخوای به کجا راهنماییش کنی؟ این رو باید بدونی تا مسیر درستی رو واسه مشتریت مشخص کنی.
شاید تقویم محتوایی
اینکه میگم شاید، کاملاً به شخصیت و سبکی که انتخاب کردی بستگی داره. اینستاگرام شوخی نداره و باید منظم توش فعال باشی. الگوریتم اینستاگرام جوریه که اگه فعال نباشی، تو رو حتی به کسایی که فالوت کردن هم نشون نمیده و همین باعث میشه مجبور شی کلاً پیجت رو بندازی دور. حالا این فعالیت مؤثر میتونه از روزی چند پست تا در کمترین حالت هفتهای یه پست باشه. ولی باید بتونی این نظم رو حفظ کنی و یهدفعه دو ماه غیب بشی که سفر بودم و حالم خوب نبود و فلان، معنی نداره. کار اصولی اینه که حداقل واسه خودت روی تقویم زمان انتشار انواع مختلف محتوا مثل ریلز و استوری و لایو رو مشخص کنی تا فعالیتت منظم بمونه و دیمی نباشه. حرفهایترش اینه که دقیقاً مشخص کنی چه محتوایی میخوای منتشر کنی. اگه خودت آدم متعهد و منظمی هستی و سبکت جوریه که به اخبار و روزمرگی مربوطه و قراره روزی یه پست یا بیشتر منتشر کنی و خیلی جدی درگیر پیجتی، به نظر من میتونی تقویم محتوایی رو فراموش کنی، چون هر روز داری محتوا میذاری و چیزی قرار نیست فراموشت بشه و از اون طرف چون زیاد درگیری، موضوع خاصی نیست که نیاز به یادآوری داشته باشه و خودت در جریان همه چی و برنامههایی.
ساخت پیج
انتخاب نام
اولین قدم برای یه صفحه، انتخاب اسم اکانتته. این کاملاً به بخش قبلی چکلیست بستگی داره؛ اینکه هدفت چیه، مخاطبت کیه، تو چه فرمی قراره فعالیت کنی و این جور چیزا. بهطور کلی معمولاً آدمها یا میخوان شخص خودشون شناخته بشه یا میخوان یه مجموعهای رو معرفی کنن و بشناسونن. مثلاً مهم نیست مدیرعامل و مدیر دیجیتال مارکتینگ یه فروشگاهی مثل دیجیکالا کیه و شاید ۹۹ درصد مشتریای دیجیکالا اصلاً این رو ندونن. پیج اینستاگرام دیجیکالا محصولات مختلفش رو معرفی میکنه و هر بار هم یه نفر جلوی دوربین ظاهر میشه و شاید خیلی از محتواها هم بدون چهره باشه؛ اینجا هدف معرفی یه مجموعه به اسم دیجیکالاست، نه یه شخص خاص. حالت بعدی، صفحهی اینستاگرام انواع بلاگرها، هنرمندها، متخصصها و مدرسهاست؛ مثلاً صفحهی علی حاتمی رو تو اینستاگرام ببین، که هدفش معرفی خود علی حاتمی به عنوان یه متخصصه. پس تو یا باید دنبال برند کردن یه مجموعه باشی یا دنبال برند کردن شخص خودت. اگه هدفت برند شخصیه، اسم صفحه میتونه اسم خودت، مخفف یا مستعار اسمت، یا چیزی که میخوای به اون عنوان شناخته بشی باشه؛ مثلاً واسه علی حاتمی میشه چنین چیزایی رو به عنوان نام انتخاب کرد: a.hatami یا alihatami یا ali_advisor یا sales.advisor. اگه هم هدفت برند کردن یه مجموعهست، بهتره اسم خود اون مجموعه رو به عنوان نام پیج انتخاب کنی؛ مثلاً اگه یه لباسفروشی به اسم سوگل داری، اسمهایی مثل sogol.gallery یا sogol_art مناسبه.
عکس پروفایل
اینجا انتخاب خیلی سادهست. اگه تو مرحلهی قبل برند شخصی رو انتخاب کردی، باید عکس خودت رو به عنوان عکس پروفایل بذاری، و اگه خواستی مجموعه رو برند کنی، بهتره عکس لوگو روی پروفایلت باشه، یا اگه لوگو نداری یه نمادی از محصولاتت یا عکس فروشگاهت رو بذار؛ مثلاً عکس لباسفروشیت یا یکی از لباسهای قشنگی که داری.
بایو و عنوان صفحه
عنوان پیج
در رابطه با عنوان دو راه وجود داره؛ یکی اینکه اسم رو به انگلیسی و فارسی بنویسی، مثلاً: شارخ کیومرثی | Sharokh Kiumarsi یا دیجیکالا | Digikala.
یا میتونی از اسمت همراه با کاری که انجام میدی استفاده کنی، مثل: شارخ کیومرثی | مشاور رشد فروش آنلاین یا دیجیکالا | فروشگاه آنلاین کالا.
کلاً هدف اینه که مخاطب با تایپ کردن بتونه تو رو تو نتایج ببینه و پیدات کنه، پس بر میگرده به اینکه بفهمی چی بیشتر سرچ میشه. مثلاً اگه اسم فامیل من رضا گلزار باشه، قطعاً هرکی اسم من رو سرچ کنه اون هنرمند معروف رو میبینه، واسه همین شاید اگه دنبال من بگردن رضا گلزار کوچ رو سرچ کنن؛ پس بهتره اسمم رو رضا گلزار کوچ بنویسم. پیشنهاد کلی من اینه که اگه به اسم میشناسنت و تو رسانه و ایونتهای حضوری فعال و شناختهشدهای و اسم و فامیلت اسم یه آدم مشهور نیست، حالت اول رو استفاده کنی که هر مدلی اسمت رو زدن پیدات کنن، و اگه شناختهشده نیستی بهتره زمینهی کاریت رو جوری که مردم سرچ میکنن بعد از اسمت بیاری، که مثلاً اگه کسی سرچ کرد تدوین ویدیو، اکانتت رو هم تو نتایجش بیاره.
بایو پیج
اینستاگرام برای پیجهای Creator و Business یه چیزی داره به اسم Category label که بهصورت پیشفرض نمایشش میده؛ حتماً غیرفعالش کن، چون یه خط از پروفایلت رو انگلیسی نشون میده و کسی چیزی ازش نمیفهمه.
به ترتیب سه خط دیگه باید واسه بایو پیجت بنویسی که بهترین فرمول همینه، و بهتره از اموجیهای مرتبط هم تو بایوت استفاده کنی:
- خط ۱: یه دلیل بده که چرا باید فالوت کنه و چه ارزشی بهش ارائه میدی.
- خط ۲: مزیتی که نسبت به بقیه داری رو بگو.
- خط ۳: دعوتش کن یه کاری بکنه، مثلاً دیدن یه هایلایت خاص یا یه استوری مشخص.
شروع فعالیت
دیگه وقتشه شروع کنی به فعالیت و گذاشتن پستها. پیشنهاد من اینه که از همون اول کار قوی ظاهر بشی، ولی نباید بری سمت کمالگرایی. اگه محتوای اولت باکیفیت باشه و ویو خوبی بگیری و بتونی مخاطب درست رو جذب کنی، پیجت خیلی سریع رشد میکنه. بهتره از همون اول پستهات تعاملی باشه و مخاطب هدف و کسی رو جذب کنه که در ادامه هم از محتوات لذت ببره و براش کاربردی باشه؛ اینجوری بهتر و سریعتر میتونی رشد کنی. یکی از بهترین ابزارهایی که میتونی واسه گرفتن تعامل استفاده کنی دایرکت هوشمنده، و اینکه بقیه رو دعوت کنی برات کامنت بذارن و پیجت رو فالو کنن؛ این میتونه خیلی به رشدت کمک کنه.
ادامه فعالیت
تحلیل پستها
موفقیت اینجاست که مدام آمار پستهات رو بررسی کنی و ببینی کدوم پست بهتر بوده و بتونی این الگو رو تکرار کنی. مثلاً اگه فرم خاصی رو پیجت جواب داده، یا موضوع خاصی جواب داده، یا سبک ادیت خاصی، این قسمت برنده رو باید برداری و تو محتوای بعدیت ازش استفاده کنی. اگه مخاطبات سؤالی پرسیدن جوابشون رو بده و براش پست جدید بذار و سعی کن تو کامنتها باهاشون همصحبت بشی و تحویلشون بگیری؛ اینجوری مدام رشد پستها و پیجت بیشتر میشه و ویوت بالاتر میره و مخاطبها هم بیشتر طرفدارت میشن و بهت اطمینان میکنن.
هایلایتها
یه سری هایلایت هست که برای هر پیجی واجبه:
- درباره من: که داستان خودت یا اون برند رو میگه و اینکه از کجا به کجا رسیده.
- موجودی: این برای پیجهای فروشگاهیه که باید محصولاتی که الان موجود دارن رو با قیمت و بهروز توش بذارن.
- خدمات یا دورهها: این برای پیجهای خدماتی و آموزشیه که فهرست خدمات و دورههای آموزشیشون رو تو این هایلایت معرفی میکنن.
- رضایت مشتری: این هایلایت باید رضایت دیگران رو از خدمات یا محصولات تو نشون بده.
- پرفروشها: این هم مخصوص پیجهای فروشگاهیه و نهایتاً پنج تا از پرفروشترین محصولات رو توش میذارن.
هایلایتهای دیگهای هم هستن که بسته به پیج فرق میکنن، مثل راههای ارتباطی، راهنمای انتخاب سایز، راهنمای خرید از وبسایت یا ثبت سفارش؛ بسته به اون پیج و محصولات و خدماتش میتونن وجود داشته باشن.
استوریها
استوریها معمولاً برای ارتباط بیشتر و تعامل با مشتری استفاده میشن. تعداد استوریها حداقل باید سه روز در هفته باشه و بهصورت رشتهاستوری باشه نه تکاستوری. هر پیجی سناریوهای مختلفی واسه استوری استفاده میکنه، ولی بهترین چیز همونطور که از اسمش پیداست داستانه، و باید سعی کنی تو استوریها با مخاطبت تعامل و گفتوگو کنی و ارتباطت رو حفظ کنی. ولاگ روزمرهی مرتبط یکی از موارد جذابیه که تو استوریها میشه استفاده کرد، همینطور کمپینهای فروش هم معمولاً تو استوری انجام میشن. پس بهتره تا میتونی استوریهای پرتعامل بذاری و کاری کنی که استوریهات همون اوایل به بقیه نشون داده بشه و نره آخر صف. هرچی مخاطب استوریهات رو کامل ببینه و ریپلای بزنه یا موارد تعاملی مثل کوئسشنباکس و کوئیز رو پاسخ بده، بازخورد استوریهات بهتر میشه و استوریهات برای اون فرد ابتدای لیست نمایش داده میشه.
لایو
لایو معمولاً برای زنده کردن آدمایی استفاده میشه که مدت زیادیه تو رو فراموش کردن، و خیلی از پیجها ممکنه اصلاً هیچوقت از این ابزار استفاده نکنن. کلاً الگوریتم یه جوریه که بر اساس میزان تعاملی که یه نفر با یه پیج داره، محتوای اون پیج رو با اولویت بیشتری بهش نشون میده. حالا اگه تو چهار بار پست یه نفر رو رد کنی و نبینی، احتمالاً دیگه پستهاش بهت نشون داده نمیشه و استوریهاش هم برات میره آخر لیست، و جوری میشه که بعد از چند ماه اصلاً نمیدونی همچین کسی رو فالو داری، مخصوصاً اگه کلی آدم رو فالو داشته باشی. لایو چون پیج تو رو ابتدای لیست و چشمزن نشون میده، باعث میشه این آدمایی که اصلاً نمیدونن تو رو فالو داشتن دوباره ببیننت و یا آنفالوت کنن که نرخ تعاملت با باقیموندهها بهتر بشه، یا دوباره محتوات رو دنبال کنن. از یه طرف دیگه هم باعث میشه ارتباط صمیمیتری با بقیه بگیری و بیشتر طرفدارت بشن. چیزایی که معمولاً میتونه موضوع لایو باشه:
- صحبتهای کلی و روزمره و حال و احوال کردن.
- لایو مشترک برنامهریزیشده با آدمای دیگه برای انتقال دانش.
- معرفی یه محصول تخصصی مثل دورهی آموزشی.
- معرفی جشنواره و تخفیف و معرفی مدلها که بیشتر تو فروشگاههای فیزیکی استفاده میشه.
سفر مشتری و قیف فروش
قبلاً در مورد قیف فروش آیدا و در مورد مدل 5A فیلیپ کاتلر توضیح دادم، که اگه میخوای عمیقتر متوجه داستان بشی پیشنهاد میکنم همون لینکها رو بخونی. بهطور کلی اول مسیر باید مخاطب تو رو ببینه و بهت علاقهمند و جذب بشه، پس هدفت اول باید تولید پستهایی باشه که گروه زیادی از مخاطبای علاقهمند رو هدف بگیره. اگه اول کار بیای در مورد معرفی خود محصول صحبت کنی احتمالاً اصلاً ویو نمیگیری، مگه اینکه محصولت خودش خیلی خاص باشه؛ بهتره اول از روشهای دیگهای مثل طنز و دادن اطلاعات عجیب و کاربردی توجه و علاقهی مخاطب رو جذب کنی تا بیاد تو پیجت و فقط تعداد فالورهات رو ببری بالا، بعد بری سروقت فروش. بعد از جذب تعداد کافی مخاطب، حتی صد دویست نفر، تازه میتونی بری سروقت فروش و معرفی محصولات؛ جوری که از مزایای محصول و ارزشی که ایجاد میکنه و رضایت مشتری بگی و واسه مخاطب علاقهمندی و احساس نیاز ایجاد کنی، و نهایتاً با یه پیشنهاد جذاب مثل تخفیف و کمپین فروش میتونی اون رو به مشتری تبدیل کنی.
شاید کمپین فروش
کمپین فروش یه روش و استراتژی فروشه و لزوماً به درد هر کسبوکاری نمیخوره. اصل سیستم کمپین فروش اینه که تقاضا رو بیشتر از مقدار عرضهی یه کالا یا خدمات میکنی و یه پیشنهاد جذاب و محدود میذاری که فقط تعداد محدودی موفق به خرید بشن، بعدش شروع میکنی به نشون دادن نتایج و رضایت مشتریای قبلی که از این فرصت استفاده کردن، تا زمان کمپین بعدی برسه. خیلی از استادها و پیجهای آموزشی برای فروش دوره و سمینار و وبینار از این روش استفاده میکنن، ولی این برای همه کاربردی نیست. مثلاً اگه یه پیج لباسفروشی داری، کمپین فروش به این معنی برات قابل استفاده نیست، و میتونی مثلاً تو مناسبتهایی مثل بلکفرایدی و شب یلدا و نوروز تخفیف بذاری یا یه پیشنهاد منحصربهفرد فروش به مشتری بدی که به این هم کمپین فروش میگن.
حرف آخر
هر جایی از چکلیست رو متوجه نشدی و سؤالی برات پیش اومد، همین پایین بپرس و همهی سؤالها رو جواب میدم. همینطور تو پیج اینستاگرامم قراره مرحلهبهمرحله این چکلیست رو توضیح بدم و برای کسبوکارهای مختلف کلی مثال بزنم و نکتههای کلیدی بگم که مطمئنم اگه روی فعالیت اینستاگرامت جدی هستی کلی به دردت میخوره. پس اگه پیج رو فالو نکردی، از همین پایین برگرد و پیج رو فالو کن تا نکتهها رو از دست ندی.
