وقتی یک چیزی توی کسبوکارت خراب میشه، مغزت توی چند ثانیه یک مقصر بهت تحویل میده. فروش کم شده چون بازار خرابه، کار پیش نمیره چون تیم ضعیفه، سودده نیستیم چون رقیب قیمتش رو آورده پایین. این اولین حدس از روی حس زده میشه نه از روی عدد، و برای همین خیلی وقتها ماهها انرژی و پول خرج جایی میشه که اصلا مشکل نداشته. توی این نوشته یک روش قدمبهقدم میگم که با چند عددی که همین الان داری، مشکل واقعی رو پیدا کنی.
چرا اولین حدست معمولا غلطه؟
دو چیز ذهنت رو موقع تشخیص گمراه میکنه. اولی اینه که تو از بیرون به کسبوکارت نگاه نمیکنی، وسطش نشستی و چیزی که بیشتر از همه اذیتت میکنه بیشتر به چشمت میاد، پس همون رو مقصر فرض میکنی. ولی چیزی که بیشتر اذیتت میکنه لزوما همون جایی نیست که خرابه. دومی اینه که ذهن آدم راحتتر یک مقصر بیرونی قبول میکنه تا یک مشکل داخلی، چون مقصر بیرونی مسئولیت رو از روی خودت برمیداره.
توی آخرین گزارش پایش ملی محیط کسبوکار که اتاق بازرگانی ایران هر فصل منتشر میکنه، شاخص کل به حدود ۶.۲ از ۱۰ رسید که ۱۰ بدترین حالته، و هر سه چیزی که مدیرها بدترین ارزیابی رو ازشون داشتند بیرونی بودند، یعنی قیمت مواد اولیه، سختی گرفتن وام از بانکها و محدودیت اینترنت. این فشارها واقعیاند و هر روز حسشون میکنی، ولی برای تقریبا همهی کسبوکارهای کشور مشترکاند. پس نمیتونن توضیح بدن چرا رقیب تو توی همین اقتصاد و همین شرایط داره رشد میکنه و تو درجا میزنی. اون تفاوت همون بخش داخلیه که میشه پیداش کرد و درستش کرد.
فرق علامت با ریشه کجاست؟
کسبوکارت یک زنجیرهست که هر مرحلهش یک کار مشخص انجام میده، از دیده شدن و جذب مشتری تا فروش و تحویل و پول گرفتن. توی آناتومی کسبوکار این مرحلهها رو مثل اندامهای بدن جدا کردم، یعنی دهان برای بازاریابی و فروش، قلب برای وفاداری مشتری، خون برای پول و جریان نقدی و دستها برای اجرا. مثل بدن، درد یک اندام معمولا از اندام دیگه بیرون میزنه. برای همین وقتی میگی فروش کم شده، این فقط یک علامته مثل تب، که بهت میگه یک جای زنجیره خرابه ولی آدرس دقیق نمیده.
کل کار تشخیص اینه که از این علامت شروع کنی و بری عقب تا برسی به اون اندامی که واقعا مریضه.
قدم اول: علامت رو به یک عدد تبدیل کن
جملههایی مثل «کار پیش نمیره» یا «فروش کم شده» احساساند نه تشخیص، و روی احساس نمیشه تصمیم درست گرفت. اولین قدم اینه که علامت رو به یک عدد مشخص با یک بازهی زمانی تبدیل کنی.
فکر کن یک فروشنده میاد پیشت و میگه فروشش کم شده. تا وقتی نگه دقیقا کدوم عدد و از کی، هیچ تشخیصی ممکن نیست، چون همین یک جمله سه معنی کاملا جدا داره. یا تعداد مشتری جدیدش کم شده، یا هر مشتری داره کمتر خرید میکنه، یا مشتریهای قدیمی دیگه برنمیگردند. هر کدوم از یک اندام جدا میاد و درمان جداگانه میخواد. پس بهجای «فروش کم شده» میگی تعداد مشتری جدید توی سه ماه گذشته نسبت به سه ماه قبلش اینقدر کم شده، و همینجا بخش بزرگی از تشخیص رو انجام دادی، چون یک نقطهی مشخص برای دنبال کردن داری.
قدم دوم: اون عدد رو تا ریشه عقب ببر
حالا که یک عدد داری، مرحلهبهمرحله میپرسی این عدد از کجا میاد و کجای زنجیره شکسته. فکر کن یک فروشگاه اینستاگرامی میبینه فروشش کم شده و اولین حدسش اینه که الگوریتم اینستاگرام عوض شده و کمتر دیده میشه، پس میره بودجهی تبلیغاتش رو بیشتر میکنه.
ولی اگه بهجای حدس عدد رو عقب ببره، یک زنجیره میبینه. چند نفر پستش رو دیدند، از اونها چند نفر دایرکت دادند، از اونها چند نفر قیمت پرسیدند و آخرش چند نفر خریدند. اگه تعداد دیده شدن و دایرکت مثل قبل باشه ولی از مرحلهی قیمت به بعد ریزش زیاد شده باشه، ریشه اصلا توی دیده شدن نیست و توی بستن فروش یا خود قیمتگذاریه. اونوقت بیشتر کردن تبلیغات فقط آدم بیشتری رو میریزه پشت همون نقطهی شکسته، بدون اینکه حتی یک خرید اضافه بشه. اینجاست که تشخیص از روی عدد پولت رو نجات میده، چون جلوی خرج کردن روی اندام سالم رو میگیره.
یک قاعدهی ساده هم هست. هر جا بین دو مرحله عدد یکدفعه خیلی کم میشه، ریشه همونجاست، نه جایی که درد رو حس کردی. تو کم شدن فروش رو آخر کار میبینی، ولی اون افت واقعی توی یکی از مرحلههای قبلش اتفاق افتاده.
بعد از پیدا کردن ریشه، این دو کار رو نکن
حالا که فکر میکنی مشکل رو پیدا کردی، دو تا اشتباه رایج هست که کل کار رو خراب میکنه. اولی اینه که سریع بری یک ابزار جدید بخری. ابزار آخرین قدمه نه اولین قدم، و اگه اشتباه تشخیص داده باشی فقط یک هزینهی جدید روی دست خودت گذاشتی. دومی اینه که چند تا چیز رو با هم عوض کنی. اونوقت اگه اوضاع بهتر شد نمیفهمی کدومش جواب داده.
کار درست اینه که قبل از خرج کردن، همون نقطه رو با یک عدد دوم تایید کنی. مثلا اگه حدس زدی ریشه توی نگهداشتن مشتریه، برو ببین چند درصد از خریدارهای سه ماه پیش دوباره خرید کردند، و اگه اون عدد هم داستان رو تایید کرد تازه با خیال راحت خرج کن. یک نکتهی آخر هم هست. اگه دیدی کل خروجی کسبوکارت رو یک مرحلهی کند قفل کرده و ظرفیت کل برابر ظرفیت همون یک نقطه شده، اون دیگه فقط یک علامت نیست بلکه گلوگاهه و پیدا کردنش روش خودش رو داره.
جمعبندی
مشکل کسبوکارت رو نمیشه با حس و اولین حدس پیدا کرد، چون ذهنت هم سراغ چیزی میره که بیشتر اذیتت میکنه، هم راحتترین کار براش اینه که تقصیر رو بندازه گردن یک عامل بیرونی، و هیچکدوم لزوما ریشه نیستند. راه مطمئن اینه که علامت رو به یک عدد مشخص تبدیل کنی، اون عدد رو مرحله به مرحله دنبال کنی تا به اندامی برسی که واقعا مریضه، و قبل از خرج کردن پول با یک عدد دوم تاییدش کنی، تا انرژی و سرمایهت دقیقا همونجایی خرج بشه که واقعا مریضه.
اگه میخوای این تشخیص رو روی کسبوکار خودت پیاده کنی ولی نمیدونی از کجا شروع کنی، چکلیست گلوگاه کسبوکار با چند سوال ساده برای هر اندام نقطهی مشکوک رو نشونت میده.


