میخوای یک کسبوکار غذای خانگی سالم راه بندازی. اولین فکرت اینه که یک آشپزخونه اجاره کنی، تجهیزات بخری، اسم و بستهبندی طراحی کنی و یک سایت ثبت سفارش بسازی. بعد از چند ماه و چند صد میلیون تومن خرج، تازه میفهمی روزی چند تا سفارش میگیری.
اگه اون روز ببینی روزی دو تا سفارش داری، کل پساندازت رو خرج چیزی کردی که هنوز نمیدونستی کسی میخرتش یا نه.
ایدهی کسبوکارت فقط یک حدسه
ایدهی کسبوکارت یعنی حدس میزنی یک گروه از آدمها یک مشکل دارند و حاضرند برای حلش پول بدن. تا وقتی کسی بابتش پول نداده، این فقط یک حدسه، حتی اگه همهی دوستات بگن ایدهی خوبیه.
ساختن محصول حس پیشرفت میده، چون طراحی لوگو و ساختن سایت کارهای ملموسیاند. ولی تا وقتی مشتری نداری، داری چیزی رو کامل میکنی که معلوم نیست کسی بخوادش.
چطور قبل از ساختن، مشتری پیدا کنی؟
- حدست رو توی یک جمله بنویس. بنویس دقیقا چه کسی، چه مشکلی داره و حاضره چقدر بابت حلش پول بده. مثلا «کارمندهای این محله برای یک ناهار سالم حاضرند روزی ۲۰۰ هزار تومن بدن».
- سادهترین نسخهاش رو بفروش. همین هفته توی خونهی خودت چند غذا درست کن، توی گروههای محله و همکارهات اعلام کن و سفارش دستی بگیر، بدون اسم و بستهبندی و سایت.
- به پول نگاه کن، نه به تعریفها. اینکه آدمها بگن «چه ایدهی خوبی» چیزی رو ثابت نمیکنه. ببین چند نفر پول دادند و چند نفرشون هفتهی بعد دوباره سفارش دادند.
- بعد از اینکه مشتریها برگشتند، بساز. وقتی چند نفر چند بار پول دادند، تازه وقتشه آشپزخونه اجاره کنی و اسم و سایت بسازی.
اگه کسی نخرید چی؟
اگه کسی سفارش نداد، فقط چند روز وقت و پول مواد اولیه رو از دست دادی، نه کل پساندازت رو. حدست رو عوض کن و دوباره امتحان کن، مثلا با یک گروه دیگه از مشتریها یا یک قیمت دیگه.
این برای کسی که با پسانداز خودش کسبوکار راه میندازه خیلی مهمه، چون اگه اشتباه کنه کسی نیست که دوباره بهش سرمایه بده.
بیزینس پلن و بوم کسب و کار رو کی بنویسی؟
بعد از اینکه چند مشتری واقعی پیدا کردی. اون موقع بوم مدل کسب و کار کمکت میکنه ببینی پول از کجا میاد و کجا خرج میشه، و با یک بیزینس پلن یکصفحهای دربارهی اجارهی آشپزخونه تصمیم میگیری. هر دوشون وقتی به درد میخورند که روی مشتریهای واقعی نوشته بشن، نه روی یک حدس.
اگه میخوای کسبوکاری راه بندازی و نمیدونی حدست رو چطور ارزون امتحان کنی، توی یک جلسهی تشخیص رایگان با هم بررسیش میکنیم.


