تحویل سفارشها دیر شده و اولین چیزی که به ذهنت میرسه اینه که آدم کم داری. یک نفر اضافه میکنی، حقوقش رو هم میدی، و سه ماه بعد سفارشها همونقدر دیر میرسند.
توی یک مسیر تکراری، سرعت کل کار رو کندترین مرحله تعیین میکنه. اسم اون مرحله گلوگاهه. تا وقتی همون یک مرحله باز نشه، بقیهی مرحلهها هر چقدر هم سریعتر بشن، خروجی فرقی نمیکنه.
گلوگاه فرایند با گلوگاه کسبوکار چه فرقی داره؟
فرایند یعنی یک مسیر تکراری که یک ورودی رو میگیره و به یک خروجی میرسونه، مثل مسیر ثبت سفارش تا تحویل، یا مسیر تبدیل یک سرنخ به مشتری. گلوگاه کسبوکار یک قدم عقبتر میایسته و میپرسه کدوم بخش کار از بقیه عقب مونده. گلوگاه فرایند یعنی روی گلوگاه کسبوکار زوم کنیم و یک مسیر مشخص رو مرحلهبهمرحله بررسی کنیم که ببینیم مشکل از کجاست.
این فرق مهمه. اگه بفهمی بخش عملیاتت کنده و همونجا وایستی، راهحلت میشه ریختن آدم و پول به کل عملیات. ولی وقتی خود مسیر رو باز کنی، معمولا میبینی از ده مرحله فقط یکیش گیر داره و نهتای دیگه سالماند. درست کردن همون یکی خیلی ارزونتر و سریعتر از درمان کل بخشه.
چرا گلوگاه شلوغترین جای کار نیست؟
فکر میکنی گلوگاه اونجاییه که آدمهاش دارند جون میکنند، ولی معمولا برعکسه. اگه عمر یک کار رو از لحظهای که وارد مسیر میشه تا لحظهای که تحویل میدیش حساب کنی، بخش کوچیکی از این عمر واقعا کار انجام شده و بقیهاش فقط توی صف منتظر مونده. توی خیلی از تیمها این نسبت بین ۱۵ تا ۲۵ درصده، یعنی به ازای هر یک ساعت کار واقعی، سه تا پنج ساعت انتظار.
پس دنبال شلوغترین آدم نگرد. دنبال جایی بگرد که کار قبلش جمع شده و پشت سرش همه منتظرند. همون تپهی کار نیمهتموم، از هر گزارشی دقیقتر بهت نشون میده گلوگاه کجاست.
گلوگاهت ظرفیتیه یا قانونی؟
گلوگاه دو جوره و درمان این دو تا با هم فرق داره. گلوگاه ظرفیتی یعنی یک مرحله واقعا توان کمی داره، مثلا یک نفر بیشتر از یک تعداد مشخص در روز نمیتونه کار انجام بده. اینجا اضافه کردن ظرفیت جواب میده. گلوگاه قانونی یعنی یک قاعده که خودت گذاشتی کار رو کند کرده، بدون اینکه واقعا کم آورده باشی.
توی نظریهی محدودیتها که یکی از قدیمیترین چارچوبهای پیدا کردن گلوگاهه، رایجترین محدودیت همین نوع دومه. یعنی چیزی که اسمش رو کمبود منبع میذاریم، اغلب یک تصمیم خودمونه که یادمون رفته چرا گرفتیمش. سه تا از رایجترینهاش رو زیاد میبینم:
- هر کاری باید امضای تو رو بگیره. کوچیکترین تصمیم هم معطل یک نفر میمونه.
- کارها جمع میشه و روزی یکبار انجام میشه. این خودش یک صف میسازه که هیچ ربطی به حجم کار نداره.
- کلید دست یک نفره. فقط یک آدم رمز یا دسترسی یا اطلاعات لازم رو داره و بقیه پشت همون میمونند.
توی هیچکدوم از اینها آدم کم نیست. یک قاعدهست که اگه برش داری، بدون خرج کردن یک ریال، صف باز میشه.
یک نمونه از یک چاپخانهی کوچک
فکر کن یک چاپخانهی دیجیتال کوچک داری که روزی سی تا چهل سفارش میگیره. کیفیت کارت خوبه ولی مدام میشنوی که سفارش دیر آماده شده. حس اولت اینه که برای دستگاهها یک نفر کم داری.
یک روز مسیر یک سفارش رو از لحظهی ثبت تا تحویل روی کاغذ میکشی. میبینی فایل مشتری چند دقیقه بعد از ثبت آمادهی چاپه و خود چاپ هم چند دقیقه بیشتر طول نمیکشه. ولی همهی سفارشها یک جا گیر کردند، پشت یک قاعده که خودت گذاشتی، اینکه تایید نهایی طرح با خودته و شبها همه رو با هم نگاه میکنی. سفارشی که ساعت نه صبح ثبت شده، تا آخر شب فقط منتظر یک تایید تو نشسته.
اینجا گلوگاه همون قاعدهی تایید شبانهست، نه دستگاه و نه آدم. درمانش هم استخدام نیست. کافیه تایید رو به یک نفر دیگه هم بسپاری، یا بهجای یکبار آخر شب، سه بار در روز انجامش بدی. سفارشی که قبلا ده ساعت منتظر میموند، حالا حداکثر سه ساعت منتظر میمونه، بدون یک ریال هزینهی اضافه.
اگه بهجاش یک نیروی جدید برای دستگاهها میگرفتی، چاپ سریعتر میشد ولی سفارشها همچنان تا آخر شب پشت میز تو منتظر میموندند.
چطور گلوگاه فرایندت رو پیدا کنی؟
این پنج قدم روی هر مسیری جواب میده، از تحویل سفارش تا تولید محتوا و جواب دادن به مشتری.
- یک مسیر مشخص رو انتخاب کن و مرحلههاش رو بنویس. نه کل کسبوکار، فقط یک مسیر، مثلا از ثبت سفارش تا تحویل. همهی مرحلهها رو پشت هم روی کاغذ بیار تا کل زنجیره جلوی چشمت باشه.
- یک نمونهی واقعی رو دنبال کن. یک سفارش رو بردار و توی هر مرحله دو تا عدد بنویس، چند دقیقه واقعا روش کار شد و چند ساعت توی صف موند.
- اون مرحلهای که کار قبلش جمع شده گلوگاهه. جایی که کار نیمهتموم تلمبار شده و درست بعدش همه منتظرند، همون کندترین حلقهست.
- بپرس این کندی ظرفیتیه یا قانونی. این مرحله واقعا توان کم داره، یا یک قاعدهی خودت کندش کرده؟ جواب همین سوال درمان رو کاملا عوض میکنه.
- اول قاعده رو بردار، بعد اگه لازم بود ظرفیت اضافه کن. برداشتن قاعده معمولا رایگانه. بعدش هم گلوگاه جابهجا میشه به نقطهی بعدی، پس این کار یکباره نیست و هر چند وقت باید دوباره تکرارش کنی.
هر مسیر تکراری یک کندترین مرحله داره که سرعت کل خروجی رو تعیین میکنه. ریشهی کندی اون مرحله معمولا یک قاعدهست که خودت گذاشتی و کار رو الکی توی صف نگه میداره. پس دفعهی بعد که خواستی برای یک کار کند آدم اضافه کنی، اول بپرس اینجا واقعا ظرفیت کمه یا یک قاعدهی خودم فرایند رو کند کرده. تا این سوال رو جواب ندی، ممکنه ماهها حقوق بدی بدون اینکه خروجی حتی یک ذره بهتر بشه.


