ساعت هشت شب از دفترت بیرون میای و تا به خونه برسی به سه تا پیام دیگه از تیمت جواب دادی. کل روز سفارش بستی، با تامینکننده دربارهی قیمت چونه زدی و مشکل یک ارسال رو خودت حل کردی. حالا اگه کسی ازت بپرسه این ماه کسبوکارت از ماه پیش بهتر شده یا بدتر، جواب مشخصی نداری.
با این که یک روز کامل کار کردی، ولی هیچکدوم از این کارها مدیریت کسب و کار نیست.
مدیریت کسب و کار یعنی چی؟
مدیریت کسب و کار یعنی تصمیم بگیری وقت و پولت صرف کدوم بخش کسبوکارت بشه و بعد ببینی اون تصمیم نتیجه داد یا نه. بستن سفارش و جواب دادن به مشتری هم باید انجام بشه، ولی اینها کار روزمرهی کسبوکاره و اگه کل روزت رو بگیره، هیچکس اون تصمیمها رو نمیگیره.
مایکل گربر توی کتاب افسانهی کارآفرینی برای این دو کار دو اسم گذاشته. به تصمیم گرفتن دربارهی کسبوکار میگه کار کردن روی کسبوکار، و به کار روزمره میگه کار کردن توی کسبوکار. اگه همهی وقتت صرف کار کردن توی کسبوکارت بشه، برای خودت یک شغل ساختی که نمیتونی ازش مرخصی بگیری.
چرا توی کسبوکار کوچک مدیریت همیشه عقب میافته؟
توی یک شرکت بزرگ برای مالی، فروش و عملیات هر کدوم یک مدیر جدا هست که کارش همین تصمیمهاست. توی یک تیم پنج نفره همهی این تصمیمها با خودته و همون کسی هم هستی که باید سفارش امروز رو ببندی.
کار روزمره همیشه فوریتره، چون مشتری منتظر جوابه. ولی هیچکس منتظر نیست که تو تصمیم بگیری بودجهی تبلیغ ماه بعد رو کجا خرج کنی، پس این تصمیم هر هفته به هفتهی بعد میافته و آخرش با عجله گرفته میشه. تا وقتی بخشی از کار روزمره رو با تفویض اختیار به تیمت نسپاری، برای کار کردن روی کسبوکارت وقتی نمیمونه.
کار روی کسبوکار از تشخیص شروع میشه
کارت اونقدر زیاد شده که هر شب تا دیروقت توی دفتر میمونی، برای همین یک نفر دیگه استخدام میکنی. دو ماه بعد هنوز هر شب تا دیروقت میمونی، چون هر سفارشی رو اول باید خودت تایید کنی و نیروی جدید هم مثل بقیه منتظر تایید تو میمونه.
اگه قبل از استخدام بررسی کرده بودی سفارشها کجا معطل میمونن، میدیدی بیشترشون منتظر تایید تو بودند. جایی که درد رو حس میکنی معمولا جای مشکل نیست و توی آناتومی کسبوکار توضیح دادم چرا. پس قبل از اینکه وقت و پول خرج کنی، با چند عدد ساده بفهم مشکل از کجاست.
یک ساعت در هفته برای مدیریت
برای کار کردن روی کسبوکارت یک ساعت ثابت توی هفته کنار بذار، مثلا شنبه صبح قبل از اینکه پیامها رو باز کنی.
توی اون یک ساعت چند تا عدد رو با هفتهی قبل مقایسه کن، مثل فروش هفته، تعداد مشتریهایی که دوباره خرید کردند، پولی که توی حسابت مونده و سفارشهایی که دیر تحویل شدند. عددی که بیشتر از همه بدتر شده رو انتخاب کن و فقط دربارهی همون تصمیم بگیر این هفته چه چیزی رو عوض میکنی. هفتهی بعد اول از همه ببین اون عدد تغییر کرده یا نه.
اگه همین یک ساعت رو هم نمیتونی از کار روزمره جدا کنی، اولین مشکلی که باید درست کنی همینه.
وقتی مشکلی رو اینطوری پیدا کردی و درستش کردی، قدم بعدی سیستمسازیه تا همون کار بدون حضور تو هم درست انجام بشه.
اگه نمیدونی اول کدوم عدد رو بررسی کنی، چکلیست تشخیص گلوگاه کسبوکار با چند سوال برای هر بخش نشونت میده مشکل اصلی کسبوکارت از کجاست. و اگه میخوای این تشخیص رو از پایه یاد بگیری تا هر وقت لازم شد خودت انجامش بدی، دورهی آناتومی کسبوکار برای همینه.


